‏نمایش پست‌ها با برچسب شعر : آغاز ِ‌ بيداری .... ( برای ِ درگذشت ِ بانو جهانبانی ). نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب شعر : آغاز ِ‌ بيداری .... ( برای ِ درگذشت ِ بانو جهانبانی ). نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ بهمن ۲۰, چهارشنبه

آغاز ِ‌ بيداری .... ( برای ِ درگذشت ِ بانو جهانبانی )



به ايستگاه رسيد

بي چمدان و بي بليت

به ريل ها لبخند زد

به سوزنبان سلام كرد

روي ماه ِ تك تك ِ مسافران را بوسيد

آنگاه دستان اش را

                       به نشانه ي ِ به خاطرم بسپار

به سوي آسمان گرفت و پياده به راه افتاد

آخر او

از قطار ِ خواب جا مانده بود !


مسافر ِجاده ي ِ كهكشان ما

سرانجام

آسوده و آرام

بيدار ماند ....

و پايان ، در انتها ، تمام شد

آغاز ِ‌ بيداري ....